سرزمین ناشناخته

فقط شعر عاشقانه

عشق..



عشقتـــ رآ پنهآטּ میڪنـے ڪـہ مرכآنگیتـــ פֿـכشـہ כـار نَشـوכ !

اَפֿـمـ میڪنـے ڪــــہ مهربآنیَتـــ رآ پنهـــــآטּ ڪنے !

مَـرآ " شُمــآ " פֿـَطآبـــ میڪُنے ڪِـہ هَوآیے نشَومـ !

اَمـآ نمــیـכانـے !

نمـیــכانے ڪـــہ چقَـכر ایــטּ هـآ بـہ تـو مـے آینـכ !

و مـَـטּ כیــوانـہ تـَر میشوَمـ
+ نوشته شده در یکشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۳ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ توسط asal نظرات () ]

عاشق...


آنکــہ دستَش را اینقدر مُحــکم گرفته اﮮ

دیروز عاشــق ِ مـטּ بود...

دستانت را خستــہ نکـטּ !

محکم یا آراґ ....

فرقے نــــدارد براے او

فردا تــو هَم تَنهـــایۓ ...
+ نوشته شده در جمعه ۳ امرداد ۱۳٩۳ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ توسط asal نظرات () ]

دوست داشتن....


یه وقتایی...

نمیشه دست از دوست داشتن یکی برداشت....!

حتی وقتیکه ازش دلخوری....
+ نوشته شده در سه‌شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۳ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ توسط asal نظرات () ]

درد...


בرב בارב…

وقتــﮯ بـــا نسیمــﮯ بـــروב…

کســﮯ کــﮧ بـــﮧ خاطــرش بـــﮧ طوفاטּ زבه اـﮯ…
+ نوشته شده در سه‌شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۳ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ توسط asal نظرات () ]

نیستم....


ܜܔ شیطان نیستمـ ܜܔ

فرشته همـ نیستمـ

خدا همـ نیستمــ

فقط دخترمـ

از نوعـ ساده اشـ

حوا گونه فکر میـکنمـ ...

+ نوشته شده در یکشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩۳ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ توسط asal نظرات () ]

زمین...

 باران

اینجـآ زمیـن اســتــ ...
رسـم آدم هـآیـش عجیـب اسـتــ ...

اینجـآ گـُم که بشـوی،

به جـای اینکه دنبـآلت بگردنــد،فــراموشت میکـُنــند..

زیـآد که خوب بـآشه،زیـآدی میشـوی!

زیـآد که دم دسـت بـآشی،تکـراری میـشوی!

زیـآد که بخـندی،برچـسـب دیوانـگی میخـوری!

اینجـآ فقـط بـرای خودت زنـدگی کـُن.....

+ نوشته شده در یکشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩۳ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ توسط asal نظرات () ]

زندگی.....


بر آنچه گذشت ،

آنچه شکست ،

آنچه نشد ...

حسرت نخور ؛

زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمیشد ...
+ نوشته شده در یکشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩۳ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ توسط asal نظرات () ]

شکست.....



سوتِ پآیآن رآ بِزَنید ؛
صِدآقَتَم حَریفِ هَـــرزِگــــی زَمآنِه
نمی شَوَد !
قَبول میکُنَم ب..آ..خ..تَ..م ..
+ نوشته شده در شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩۳ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ توسط asal نظرات () ]

بازی.....


+ نوشته شده در شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩۳ساعت ٤:٥۳ ‎ب.ظ توسط asal نظرات () ]

بدون تو....


ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓﺖ...!

ﺍﻭﻧﻢ ﺑﺎ ﭘﺎﯼ ﺧﻮﺩﺕ ...!

ﺑﺎﯾﺪ ﺟﺎﺕُ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻨﯽ... !

ﺩﺭﺳﺘﻪ ﺗﻮ ﺷﻠﻮﻏﯿﺎﺷﻮﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻤﯿﺸﻦ ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ !

ﻭﻟﯽ ﺑﺪﻭﻥ ....

ﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼ ...

ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ....

ﺑﺪ ﺟﻮﺭﯼ ﯾﺎﺩﺕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻦ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﯾﺮ ﺷﺪﻩ!

خیلی دیر...
+ نوشته شده در شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩۳ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ توسط asal نظرات () ]

تو...

دستهایت را میگیرند ...
غرق عادت که شدی ،
همان دستها را برایت تکان میدهند !!!
+ نوشته شده در پنجشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۳ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ توسط asal نظرات () ]

گریه....




سرفه می کنم ، بیرون نمی پرد .. سکوت بدی در گلویم نشسته

این روزها دلم که می گیرد

نگرانت می شوم

و می دانم اینهمه ابر را

برای قشنگی گوشه ی آسمان نگذاشته اند…
+ نوشته شده در پنجشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۳ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ توسط asal نظرات () ]

دلم.....



دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم…

نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم…

برای اینکه نگذارم آنها بیایند…
+ نوشته شده در پنجشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۳ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ توسط asal نظرات () ]

ساده...

 
ساده که میشوی
همه چیز خوب میشود
خودت
غمت...
مشکلت
غصه ات
هوای شهرت
و آدمهای اطرافت ...
+ نوشته شده در پنجشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۳ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ توسط asal نظرات () ]

آرزو....

یعنی میشود روزی برسدکه بیایی.....

مرا در آغوش بگیری....بخواهم گله کنم....

بگویی هیس.....

بگویی همه کابوس ها تموم شد....

میخواهم امشب تا صبح "دیووانه ات" کنم.....
+ نوشته شده در جمعه ٢۳ خرداد ۱۳٩۳ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ توسط asal نظرات () ]

جدایی...

 

 

تو چــ ــ ه میـــدآنی؟

شـــآید او کــ ــ ه رفتنــــش رآ " نآمـــردی " خوآندی

از تــرسِ " وآبستــگی " رفتــ ه ...

+ نوشته شده در جمعه ٢۳ خرداد ۱۳٩۳ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ توسط asal نظرات () ]

 


انـقـضای خــاص بــودنـت بـه پـایـان رسـیـد…

دیـگـه بـه تــو فکـر نـمـیـکـنـم

گـنـاه اســت!!

چـشم داشتـن بـه مال غـریـبـه ها …

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱ خرداد ۱۳٩۳ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ توسط asal نظرات () ]

خودم....


ایـטּ روز هـــا

بیـشـتــــر از هــر زمــانــے،

כوωــﭞْ כارم خــوכم بـاشـــــم(!)

כیـگــر نـﮧ حـرصِ بـכωــﭞْ آورכטּ را כارم،

و نـﮧ هــراسِ از כωــﭞْ כاכטּ را…

هــر ڪـس مــرا مـــے خـواهـכ،بـﮧ خـاطــر خـوכم بخـواهــכ…

כلـــم هــواے خـوכم را ڪـرכه اωــﭞْ…!


+ نوشته شده در سه‌شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۳ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ توسط asal نظرات () ]

بغل....


میــــــدونـے چرا بغــــــل کردن قشنگـﮧ؟

چوטּ طرف راســــــتت
ڪـﮧ
قلب نیست
همیــــــشـﮧ פֿـالــــــیـﮧ

وقتــــــــے بغلــــــش میــــــڪـنـــے
قلـــب اونـﮧ ڪـــﮧ
پُــــــرش مــــے ڪــنـــــــﮧ
+ نوشته شده در سه‌شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۳ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ توسط asal نظرات () ]

من دخترم......


من یه دخترم

یه دختر لجباز و مغرور

نگاه به بدن ظریف و صدای نازکم نکن

اگر بخواهم

تمام هویت مردانه ات رو به اتیش میکشم.....

+ نوشته شده در دوشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۳ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ توسط asal نظرات () ]