سرزمین ناشناخته

فقط شعر عاشقانه

چه زیباست

چه زیباست بخاطر تو زیستن


وبرای تو ماندن و به پای تو مردن و به عشق تو سوختن


و چه تلخ وغم انگیز است دور از تو بودن


برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن


ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگی است


بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه تلخ و ناشکیباست


ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست


و ای کاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد

 

نظر؟

+ نوشته شده در چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ توسط pani نظرات ()


امشب

 

خواهم امشب را  با غم سر کنم

دفتری با اشک چشمم تر کنم

نام آن دفتر نهم دیوان عشق

اشک را عنوان آن دفتر کنم

 باز دلم گرفته گریم اختیاری نیست

آخه جز گریه منو کاری نیست

یه عمری از محبت بی نصیبم ای خدا

آخه من غریبم ای خدا

کو خوبی کدوم مهر ما که چیزی ندیدیم

از این دنیای شیرین فقط سختی کشیدیم

کدوم بخت کدوم شانس ما که شانسی نداریم

هی پشت سر هم همش بد میاریم

ما خون جگر خوردیم سوختیم وساختیم

به جرم زنده بودن همه هستی را باختیم

نظر فراموش نشه عزیزم

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ توسط pani نظرات ()


شعر غمگین عاشقانه

نایت اسکین
و باید رفت...

همه چیز به پایان رسید!

آری وقت رفتن است...

وقت سفر کردن و دل کندن...

وقت جدایی...

پای رفتن نیست...

اما باید رفت...

رفت و مقصد را جست!

نمی دانم به کدامین سو می روم...

اما می روم...

باید ادامه داد...

هنوز مانده...

مسیر طولانی و مقصد دور...

هم شادم و هم غمگین!!!

شادم از پایان و غمگینم از پایان!!!

کوله بارم را بسته ام...

آماده ی سفر...

اما دل کندن دشوار است از عزیزان!!!

رسم روزگار این است...

جدایی از کسانی که دوستشان داری!!!

سخت است اما چاره ای نیست!

دلم برای همه تنگ می شود...

رفتن اجباریست...

ماندن بعید...

تنها باید رفت و سفر کرد!!!

تنها باید ادامه داد!!!

آری می روم...

خدا نگهدار...

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ توسط pani نظرات ()


 

دیگری.......
میروم از شهر غربت،باز جای دیگری
میسپارم رد پایم را،به پای دیگری

باز با پای پیاده،رهسپار کوچه ام
مدتی در شهر تو،یا شهرهای دیگری

بی خیال اینکه،تنهایی هم آغوش من است
میروم گاهی به پا،یا اختیار دیگری

شعرهایم را بسوزان،هیزمش آماده است
داده ام تاوان عشق،من با بهای دیگری

بار وجدان درد داری،دور کن از خاطرت
منکه بخشیدم عطایت،بر لقای دیگری

این طلسم زندگی،جادوی هر روز من است
بلبلم پر میگشاید،در هوای دیگری

نه گلایه دارم و نه شاکی ام از روزگار
پر بزن گنجشک من،با بالهای دیگری

شاهزاده،بوسه و لبخند میخواهم ز تو
خنده بر زخم من و بوسه برای دیگری

نظر یادتون نره 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ توسط pani نظرات ()


شعر عاشقانه از حافظ

دردم از یار است و درمان نیز هم

دل فدای او شد و جان نیز هم

اینکه می گویند آن خوشتر ز حسن

یار ما این دارد و آن نیز هم

یاد باد آن کوبه قصد خون ما

عهد را بشکست و پیمان نیز هم

دوستان در پرده می گویم سخن

گفته خواهد شد به دستان نیز هم

چو سر آمد دولت شبهای وصل

بگذرد ایام هجران نیزهم

هر دو عالم یک فروغ روی اوست

گفتمت پیدا و پنهان نیز هم

اعتمادی نیست بر کار جهان

بلکه بر گردون گردان نیز هم

عاشق از قاضی نترسد می بیار

بلکه از یرغوی دیوان نیز هم

محتسب داند که حافظ عاشق است

وآصف ملک سلیمان نیز هم

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنید

نظر فراموش نشه

ممنون

+ نوشته شده در یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ توسط pani نظرات ()


تنهای تنهایم

ببین تنهای تنهایم
 
ببین بیگانه با خویشم
 
ببین در زیر این فریادهای خشم پولادین
 
که چون پتکی به سر میکوبدم نالان از خویشم
 
و دیگر هیچ امیدی به فرداهای این دل نیست
 
که ایا میشود با یاری عشقم
 
به فریادی به پا خیزم؟
 
و با قلبی پر از دردو
 
صدایی که پر از بغض و سکوت و درد دل باشد
 
بگویم دوستت دارم؟
 
بفهمانم که من چون دیگران هم سینه ای و اندر دلی دارم؟
 
ولی ایا به فریادی که از قلبی سیاه و از دلی در استان مرگ برخیزد
 
صدایی پاسخی گوید؟
 
صدای ناله ای خیزدکه من هم دوستت دارم؟
 
نمیدانم
 
نمیدانم....
عکس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات کام ------------- BAHAR22.COM ------------ عکس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

نظر فراموش نشهنیشخند

 

+ نوشته شده در یکشنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩۱ ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ توسط pani نظرات ()


صدای،عشق یعنی

صدای ......

با صدای نرم و طعم سرد سکوت...

امروز لحظه ها سراسر دلتنگی بود....

و چشمها خیره در عبور ثانیه ها همچنان بی قرار...

و گوش ها تکرارِ سکوت خویش را می شنیدند...

دیگر نخواهم ماند...

دیگر چشم براه هیچ مسافری نخواهم ماند...

نمی دانم پایان شبنم سحرگاهی سرآغاز چیست...

ای کاش امواج بادها سرود رفتن و رفتن و برنگشتن ها را زمزمه نکنند...

انگار آهسته و بی صدا برگهای خاطره ها را ورق می زنی...

 و در انتهای هر کلامی آرام می گیری و می گویی خداحافظ......

 

تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net

عشق یعنی....

عشق یعنی مستی و دیوانگی ... عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر ... عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی سر به دار آویختن ... عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی در جهان رسوا شدن ... عشق یعنی مست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن یا ساختن ... عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی انتظار و انتظار ... عشق یعنی هرچه بینی عکس یار
عشق یعنی دیده بر در دوختن ... عشق یعنی در فراقش سوختن
عشق یعنی لحظه های التهاب ... عشق یعنی لحظه های ناب ناب
عشق یعنی سوز نی ، آه شبان ... عشق یعنی معنی رنگین کمان
عشق یعنی شاعری دل سوخته ... عشق یعنی آتشی افروخته
عشق یعنی با گلی گفتن سخن ... عشق یعنی خون لاله بر چمن
عشق یعنی شعله بر خرمن زدن ... عشق یعنی رسم دل بر هم زدن
عشق یعنی یک تیمّم، یک نماز ... عشق یعنی عالمی راز و نیاز


+ نوشته شده در سه‌شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩۱ ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ توسط pani نظرات ()


ای نامت،توی ساحل

ای نامت.....

ای نامت از دل و جان ، در همه جا به هر زبان جاری است
عطر پاک نفست ، سبز و رها از آسمان جاری است
نور یادت همه شب ، در دل ما چو کهکشان جاری است

تو نسیم خوش نفسی ، من کویر خار و خسم
گر به فریادم نرسی ، من چو مرغی در قفسم
تو با منی اما من از خودم دورم
چو قطره از دریا ، من از تو مهجورم

ای نامت از دل و جان ، در همه جا به هر زبان جاری است
عطر پاک نفست ، سبز و رها از آسمان جاری است
نور یادت همه شب ، در دل ما چو کهکشان جاری است

با یادت ای بهشت من ، آتش دوزخ کجاست
عشق تو در سرشت من ، با دل و جان آشناست

با یادت ای بهشت من ، آتش دوزخ کجاست
عشق تو در سرشت من ، با دل و جان آشناست
چگونه فریادت نزنم ، چرا دم از یادت نزنم در اوج تنهایی
اگر زمین ویرانه شود ، جهان همه بیگانه شود ، تویی که با مایی

ای نامت از دل و جان ، در همه جا به هر زبان جاری است
عطر پاک نفست ، سبز و رها از آسمان جاری است
نور یادت همه شب ، در دل ما چو کهکشان جاری است

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنیدتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنیدتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنیدتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنید 

توی ساحل

توی ساحل روی شنها قایقی به گل نشسته

یکی با چشمون گریون گوشه ای تنها نشسته

تو نگاه پر اضطرابش به افق به بی نهایت

ساکته اما تو قلبش داره یک دنیا شکایت

داره یک دنیا شکایت......

تو چشاش حلقه ی اشکه توی قلبش غم دنیا

غم دنیا.....

منتظر به راه یاره تا بیاد امروز و فردا

باورش نمیشه عشق و همه دنیاش زیر آبه

تنها مونده توی ساحل زندگی براش عذابه

تنهایی براش عذابه......

 

نظر فراموش نشه

  تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنید

 

+ نوشته شده در سه‌شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩۱ ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ توسط pani نظرات ()


دسته های شعر های قبلی سری ٢ وبلاگ

دسته های شعر های قبلی سری ٢ وبلاگ

در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ توسط pani نظرات ()