تنهای تنهایم

عکس عاشقانه
ببین تنهای تنهایم
 
ببین بیگانه با خویشم
 
ببین در زیر این فریادهای خشم پولادین
 
که چون پتکی به سر میکوبدم نالان از خویشم
 
و دیگر هیچ امیدی به فرداهای این دل نیست
 
که ایا میشود با یاری عشقم
 
به فریادی به پا خیزم؟
 
و با قلبی پر از دردو
 
صدایی که پر از بغض و سکوت و درد دل باشد
 
بگویم دوستت دارم؟
 
بفهمانم که من چون دیگران هم سینه ای و اندر دلی دارم؟
 
ولی ایا به فریادی که از قلبی سیاه و از دلی در استان مرگ برخیزد
 
صدایی پاسخی گوید؟
 
صدای ناله ای خیزدکه من هم دوستت دارم؟
 
نمیدانم
 
نمیدانم....
/ 16 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کامران

سلام عزیزم .سپاس بخاطر پیام محبت آمیزت.فکر نمیکردم چند ثانیه بعد از ایجاد وبلاگ کسی به من خیر مقدم بگه.امیدوارم بتونیم با هم تبادل شعر داشته باشیم.بزودی شروع به نوشتن مطالب واشعارم در وبلاگ می کنم. اولین شعر را هم همین الان در وبلاگ قرار می دم تقدیم به تو مهربان.

پادشاه الاغی

سلااااااام سلیییییییییم سلووووووم خوش اومدی به اونجا کدوم جا؟ همون جا بازم بسر ، فقط سر قبوله ها پا قبول نیست دقت کن[قهقهه]

عزیزی

سلام قشنگ بود مرسی که بهم سر زدی

نگین

افرین خیلی قشنگه البته وب ات[نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند] به من هم سر بزن دوباره

فرهاد

آدمها آنقدر زود عوض می شوند ... آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی ... و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است

فرهاد

چشمان خیست را دستان خسته ات را حتی آغوش خالیت را به من بسپار که معجزه میکنم در عاشقی

فرهاد

این روزها ؛ با هر صدائی بر می گردم ؛ و هر بار باید ؛ به روی دلم نیاورم ؛ که تو نبودی .

zahra

سلام وبه زیبایی داشتی واقعا لذت بردم[گل][گل][گل]